الشيخ محمود الشبستري
18
گلشن راز ( فارسى )
ولى ترتيب مذكور از چه و چون * بود محتاج استعمال قانون دگر باره در آن گر نيست تأييد * هر آيينه كه باشد محض تقليد رهى دور و درازست اين رها كن * چو موسى يك زمان ترك عصا كن در آ در وادى ايمن زمانى * شنو انى انّا اللّه بىگمانى محقق را كه از وحدت شهود است * نخستين نظره بر نور وجود است دلى كز معرفت نور و صفا ديد * ز هر چيزى كه ديد اول خدا ديد بود فكر نكو را شرط تجريد * پس آنگه لمعهاى از نور تأييد هر آنكس را كه ايزد راه ننمود * ز استعمال منطق هيچ نگشود حكيم فلسفى چون هست حيران * نمىبيند ز اشيا جز كه امكان از امكان مىكند اثبات واجب * از ين حيران شد اندر ذات واجب گهى از دور دارد سير معكوس * گهى اندر تسلسل گشته محبوس چو عقلش كرد در هستى توغلّ * فرو پيچيد پايش در تسلسل